تبلیغات
من و گلدونه خانوم - ماه عسل
زندگی ...

ماه عسل

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:سه شنبه 24 تیر 1393-11:29 ب.ظ

-سعی میکنم زیاد شبکه های تلویزیونی داخلی رو نبینم. چون با افکارم در تناقض قرار میگیره و حس بدی میده. اما گهگاه گویا چاره ای هم نیست.

برنامه ی ماه عسل چند ساله که پخش میشه. برنامه ای مناسبتی که تو ماه رمضون هر سال پخش میشه. اینقدر قدیمی که چندین و چند مجری جنجالی و حاشیه ساز داشته باشه. نمیشه انکار کرد این تیپ برنامه ها در صورتی که چالشی باشن و مجری هم توانایی کنترل مسائل رو داشته باشه به دلیل زنده بودن گفتگوها و حذف انواع صافی ها، میتونن بسیار جذاب باشن. چیزی که فکر میکنم چند سال پیش این برنامه بیشتر داشت. مباحث روز و اجتماعی تر و مهمانهای کارشناس و آگاه که حرفهای جالبی برای گفتن داشتن. حالا نمیدونم موضوع تموم شده یا سیاستها تغییر کرده... تو این چند ساله رو آوردن به یه سری مباحث دیگه. بیشتر بحث آدمهای خاص و اتفاقهای خاص و چه میدونم بیشتر چیزایی شبیه معجزه و امثالهم. به هرحال تو این دو سال قسمتهایی از ماه عسل رو دیدم که جای حرف بسیار داشته. از پارسال اون برنامه ای رو یادم میاد که درخت شکسته بود و روی موتور در حال حرکت یه پدر و پسر افتاده بود و اونا به شکل معجزه ای آسایی زنده مونده بودن. حرفها و نوع مطرح کردن موضوعات... اما هیچکدوم در مقایسه با چیزی که امسال دیدم موجب تعجبم نشدن. قسمتی که یه زن و شوهر مهمان برنامه بودن. زن و شوهری که پارسال هم اومده بودن. خانم سرطان داشته و پزشکان بهش میگن نباید بچه دار بشی و این خانم علیرغم این موضوع بچه دار شده بود و برنامه امسال مثلاً قرار بود نشون بده که دیدین بچه سالمه و ... . این سوال تو ذهن آدم شکل میگیره که این برنامه قراره چی رو بگه؟ دهن کجی کنه به دکترها؟ که یعنی حرفتون چرند بوده؟ یا از یه حماقت یه داستان حماسی بسازه؟ میدونین ما به ازای این داستان تو ذهن من چیه؟ فرض کنین به من میگن اگه از یه ساختمون ده طبقه بپری پایین داغون میشی. تموم استخوان هات میشکنه و هزار بلای دیگه سرت میاد. تازه اگه زنده بمونی. اونوقت من میرم و میپرم و یک در میلیون چیزیم نمیشه. اونوقت بلند میشم و جار میزنم که دیدین من هیچیم نشد؟ و حیرت انگیزترین بخش این برنامه اون جایی بود که خانم ادعا میکرد با چند نفر دیگه که شرایط اون رو داشتن صحبت کرده و تونسته اثر مثبتی رو اونها بذاره!!! این دیگه واقعاً جالب بود. حالا اینکه ایشون در مورد خودش چنین تصمیمی گرفته یه بحث هست. چه میدونم بگیم اختیار زندگی خودش رو داشته. هرچند با زندگی یه موجود زنده دیگه هم بازی کرده و ممکن بوده یه فاجعه به بار بیاره، اما در نهایت میشه یه جوری هضمش کرد، اما اینکه بیاد و یکی دیگه رو هم به این کار تشویق کنه یه داستان دیگه س. واقعاً دوست دارم بدونم این خانم چه حالی میشه اگه بفهمه اون فردی که تشویقش کرده در اثر چنین کاری جونشو از دست داده یا یه بچه ی ناقص به خیل بچه های غیرنرمال این مملکت اضافه کرده؟ بله؛ دنیا هر روز پر از معجزه هاست، ولی وقتی خدا به انسان عقل رو در کنار احساسات داده، لابد یه کاربردی هم براش قایل بوده دیگه.

قابل درکه که عواطف مذهبی مردم فروکش کرده، اعتقاد به مسائل مذهبی هر روز کمتر میشه و تلویزیون نیاز به درام که چه عرض کنم، ملودرام یا اصلاً فیلم هندی داره که هر جور شده احساسات مردم رو به غلیان در بیاره، ولی ای کاش تو انتخاب موضوعات و خصوصاً حرفهایی که زده میشه دقت بیشتری داشته باشن.   

نوع مطلب : همینجوری نوشت‌ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
گلنار
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 12:07 ب.ظ
سلام
خدا عمرتون بده، حرف دل منو زدین.
خیلی وقت بود نتونسته بودم بیام اینجا. بازم داستان بنویسین. خیلی خوب بودن
پاسخ آقای خونه : سلام
ممنون
چشم ایشالا.
یلدا
سه شنبه 31 تیر 1393 01:16 ب.ظ
من در این جریان یک جورایی دهن کجی به علم رو میبینم.سیاستمدارانی که در خاک اعتقادات دینی مردم ریشه دوونده ن؛با سست شدن این اعتقادات احساس خطر می کنن.و این زمینه ی هرچه بیشتر گرایش به خرافات و نیروهای عجیب و غریب و اتفاقات خارق العاده رو به وجود میاره.اون وقت باعث می شه شما همه جور نکبت و ذلتی رو تحمل کنی با این امید که یا یک نفر این جمعه میاید یا اگر هم نیومد پاداش شما در جای دیگری منتظرتون هست.
بحث من ضدیت با دین نیست.بحث من ضدیت با دستاویز کردن دین یا هر ایدئولوژی دیگه برای رسیدن به اهداف سیاسیه
پاسخ آقای خونه : متوجه منظورتون هستم و کاملاً درکتون میکنم.
زی زی
دوشنبه 30 تیر 1393 07:55 ق.ظ
سلام،بازم منه بی معرفت گمتون کرده بودم..شما چی؟
این روزها انقدر گیجم که نمی دونم چی درسته چی غلط..اما تعبیر شما یجورایی قانع کننده اس اما واسه ماهایی که تو اون شرایط نبودیم
پاسخ آقای خونه : سلام.
خوبین؟
من که کلاً هیچی از لینکهامو ندارم اگه دقت کرده باشین.
حرف شما هم درسته.
نیره
یکشنبه 29 تیر 1393 10:06 ب.ظ
به نظرم منع دکترها از این جهت بود که امکان داشت بیماری برگرده و مارد فوت کنه. مشکلی برای سلامت بچه نبود.
پاسخ آقای خونه : پس در واقع حرف این قسمت این بود که دیدین مادره هیچیش نشد؟
ساده زیست
یکشنبه 29 تیر 1393 03:04 ب.ظ
سلام
والا چون همه قسمتاشو نمیبینم نظری خاصی ندارم اما امسال یه قسمتیش رو از اول دیدم كه واقعاد منو تكون داد اتفاقا اون قسمت خیلی هم عجیب غریب نبود :) راجع به بچه های یتیم بود
- منم واسه برد المان كلی ذوق كردم
پاسخ آقای خونه : سلام.
قرار نیست یه چیزی خیلی عجیب و غریب تعریفبشه تا اثرگذار باشه. گمونم دقیقاً نمیدونن اثرگذار چیه.
سارا
یکشنبه 29 تیر 1393 10:33 ق.ظ
وااااای

در راستای سیاست افزایش جمعیت ایران، این کار رو کرده اند!!!! که آدمهایی که حاضر نیست عقلش رو به کار بندازه، با شنیدن حرفهای اینطوری، بچه دار بشن. حالا کی زنده می مونه و کی میمیره برای اینها مهم نیست.


پاسخ آقای خونه : با مطرح کردن چنین حرفهایی به کفرگویی و اینکه در مقابل اراده خدا می ایستیم محکوم میشیم!
یلدا
یکشنبه 29 تیر 1393 01:02 ق.ظ
من چون اصلا از مجری این برنامه خوشم نمیاد و اعصابمو خورد میکنه نگاه نمیکنم
پاسخ آقای خونه : اینم نظریه!
اس ام اس جدید 93
سه شنبه 24 تیر 1393 11:44 ب.ظ
سلام مطالبت زیباست واقعا لذت بردم ممنون از زحمتتون اگه میشه لینک منو تایید کنید با تشکر
افزایش بازدید وبلاگ
سه شنبه 24 تیر 1393 11:42 ب.ظ
وبلاگت بازدید خوبی نداره
توی موتور های جستجو مطالب وبلاگت در صفحات اول نمایش داده نمیشه
یا اینکه دوست داری با افزایش رتبه وبلاگت از اینترنت کسب درآمد کنی
اگه به سایت ما سر بزنی به همه این آرزو ها میرسی
افزایش رتبه حرفه ای الکسا و گوگل به صورت رایگان تازه اینجا ما مسابقه هم داریم و به افراد برنده بازدید کننده هدیه داده میشه پس زود بیا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.