تبلیغات
من و گلدونه خانوم - پسرنوشت ماه نوزدهم: تابستان پردردسر امیییی!
زندگی ...

پسرنوشت ماه نوزدهم: تابستان پردردسر امیییی!

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:جمعه 30 خرداد 1393-03:29 ب.ظ



ادامه ی درخت عمر پسرم از این بهار زندگیش گذشت و تا چند روز دیگه وارد دومین تابستان عمرش میشه. فصلی که مسلماً به خاطر هوای گرم و مناسبش باعث میشه محمدامین کمتر توی خونه بمونه و هر روز چیزهای جدیدتری یاد بگیره. موقتاً از دردسرهای دندون درآوردن خبری نیست و از این موضوع آزادیم. کمی موقع غذا خوردن شیطونی میکنه و گلدونه خانوم رو بیشتر از قبل اذیت میکنه و پیش میاد که در یک روز بیش از ده بار هم سفره پهن بشه تا ایشون غذا بخوره. هر روز که بیدار میشه یه دور و بعضی وقتها چندین دور افرادی که میشناسه رو دوره میکنه. مثلاً میگه اییییضاااا! و شما باید بگین: امیررضا؟ ایشون بگن: آآآآآ. بعد شما بگین کجاست و چه میدونم خونشونه و ... این پروسه برای تمام افراد تکرار میشه. چندماهی هست که افراد رو با نشانه هایی میشناسه. به عنوان نمونه هر 206 ای که توی خیابون میبینه اگه سفید باشه خالشه. یا تمام مغازه ها، مغازه شوهر خاله ش هستن و از این دست.
چند روز قبل توی چشمش چیزی شبیه یه دونه دیدیم و بردیمش دکتر. دکتر گفت در اثر گرما و گرد و خاک ایجاد شده و اطمینان داد چیز مهمی نیست. دو تا قطره هم داد. خیلی زود چشم امین خان خوب شد ولی چند روز بعد دوباره چشمش قرمز شد و این بار چشمش رو هم میخاروند. دوباره رفتیم دکتر که میگن این حساسیت تا زمانی که هوا گرم باشه وجود داره و پسر باید کمتر در معرض هوای گرم و خشک و گرد و غبار باشه. این شکلی هست که به نظر میاد تابستون پردردسریدر انتظار محمدامی باشه. 



نوع مطلب : پسر نوشت‌ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
آویشن
پنجشنبه 26 تیر 1393 01:20 ب.ظ
یه مدتیه دارم وبلاگتون رو میخونم
پسر با نمکی دارید
خدا حفظش کنه
پاسخ آقای خونه : ممنون.
نظر لطف شماست.
کوچولو های ِ رنگی رنگی
یکشنبه 22 تیر 1393 12:16 ب.ظ
عروسک رویاهای خود را در آغوش بگیرید
برای دیدن ِ کوچولوهای ِ رنگی رنگی به وبلاگ ِ ما سر بزنید
پاسخ آقای خونه : راستش من تو رویاهام عروسک نداشتم تا حالا!
یلدا
شنبه 14 تیر 1393 10:25 ق.ظ
سلام
احوال شما؟
خوبید؟
پاسخ آقای خونه : سلام.
ممنون.
شما چطورین؟
مامان امی تیس و آترین
جمعه 6 تیر 1393 01:32 ق.ظ
الهی چه بزرگ شده
منم موافقم
با چی؟
با اینکه تنبل شدید!
به ما هم که دیگه اصلا و ابدا سر نمیزنید!
پاسخ آقای خونه : ممنون.
حق با شماست...
خدا کوچولوهای شما رو هم نگه داره براتون!
padideh
چهارشنبه 4 تیر 1393 08:41 ب.ظ
سلام،تازه با وبلاكتون اشنا شدم،بجه نازی دارید،خدا حفظش كنه،شروع كردم به خوندنتون،شاد باشید
پاسخ آقای خونه : سلام.
خوش اومدین.
ممنون. لطف می کنید.
یاس
دوشنبه 2 تیر 1393 01:04 ب.ظ
وای خداااا چقدر لباساش ست هست با هم. چه پسر مظلومی. عزیــــــــــزم.
پاسخ آقای خونه : مظلوم؟؟؟ یا شاید مظلوم نما؟ نظر لطف شماست.
یاس
دوشنبه 2 تیر 1393 01:03 ب.ظ
عزیزم چه قدر ماااااااااااه شده. وای خدااااااااا خوب یکم بیشتر عکس بذارین. ای باباااااا
پاسخ آقای خونه : چشم. اگه عکسها قول بدن چپه نشن! عکس بیشتر هم میذاریم.
عطیه
دوشنبه 2 تیر 1393 08:12 ق.ظ
ای جان... چه مردی شده واسه خودش... مثل یه دسته گل نشسته تا این عکس زیبا ازش گرفته بشه...
میگم آقای خونه! دیگه همه چی رو گردن اینترنت نندازین... خودتون هم خیلی تنبل شدین ها!
یه داستانی, داستانکی, چیزی بابا! دلمون پوسید خوووو!
پاسخ آقای خونه : از شما که مادر دو گل نوشکفته هستین بعیده این حرف... مثل دسته گل نشسته؟ میدونین چندتا عکس گرفته شده تا دو تاش قابل ارائه باشه؟ ضمناً اگه دقت کنین ایشون الآن تریپ متفکر گرفته و دست راستش هم به حالت چی شد؟ اومده بالا که به خاطر شلوغی بیش از حد مکان عکس هست و ایشون هی میپرسید چی شده؟
راست میگین به خدا... حق با شماست. تنبلی از خودمه...
سارا
یکشنبه 1 تیر 1393 02:45 ب.ظ
سلام
چه بیماریهایی!!!
خدا رو شکر که مشکلی نبوده.

همقد گلدون و گلهاست ...

پاسخ آقای خونه : سلام.
والا دوره آخرالزمانه... ممنون.
چه تعبیر جالبی!
مصطفی
شنبه 31 خرداد 1393 03:09 ب.ظ
سلام
بسلامتی اینترنت راه افتاد انگاری؟؟
ایشالا سلامت باشید جمیعا
پاسخ آقای خونه : سلام.
به سختی و با کلی سیم بازی و اتصالی و سوختن یه مودم...
ممنون.همچنین.
یلدا
شنبه 31 خرداد 1393 11:59 ق.ظ
ای جوونم چه گل پسری تو این سن و سال جدا خوردنی میشن بچه ها
ایشالا که مشکل خاصی پیش نیاد و تابستون بیاد ماندی بشه براتون
پاسخ آقای خونه : ممنون. نظر لطف شماست.
به هر شکل ما سعی میکنیم بهترین استفاده رو ببریم.
فقط من!
جمعه 30 خرداد 1393 08:27 ب.ظ
با تشکر از شما که محض تنوع وادارمون کردین لپ تاپ رو 90 درجه بچرخونیم تا عکس امین رو ببینیم :))
پاسخ آقای خونه : دنیا رو میبینین؟
حالا این عکسی که در اصل اونطرفیه چطور اینجا اینطرفی شده؟
فقط من!
جمعه 30 خرداد 1393 06:47 ب.ظ
سلام
چه بزرگمرد کوچکی شده برای خودش این پسر
واقعا الان دلم خواست بغلش کنم و کلی بچلونمش تا دادش در بیاد !
........
شما خودتون خوبید؟ خانم خوبن؟
خوبه محمد امین هست وگرنه کلا کرکره اینجارو میدادین پایین :))
از زندگی در نیشابور راضی هستین؟ تازگیا مشهد بودم و کلی از شما برای آقای همسر تعریف کردم و جاتون رو خالی کردیم! احتمالا اگر هنوز مشهد بودین بازم بهتون سر نمیزدیم
پاسخ آقای خونه : سلام.
ممنون. ما هم خوبیم، همه چیز بر وفق مراده.خدا رو شکر.
دست شما درد نکنه... شک نداشتیم که سر نمیزدین!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.