تبلیغات
من و گلدونه خانوم - پسرنوشت ماه دهم: از زمین به آسمون
زندگی ...

پسرنوشت ماه دهم: از زمین به آسمون

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:سه شنبه 30 مهر 1392-08:05 ب.ظ




شازده تیپ زده بره پلوخوری!



تو این ماه ما مدام جوش اینو میزدیم که چرا محمدامین چهاردست‌وپا نمیکنه؟ بچه‌های به مراتب کوچکتر از اون این کارو به راحتی انجام میدادن و پسر ما همچنان میخزید! ما بازم یادمون رفته بود که هیچ دوتا بچه‌ای رو نمیشه مقایسه کرد. اما سیزدهم مهر بود که محمدامین ناگهان شروع کرد به چهاردست‌وپا و حتی حرکات محیرالعقولی از قبیل موندن رو یه دست! درست فردا شبش بود که خودشو رسوند به مبل و ازش آویزون شد و پس از کمی کش‌و‌قوس و تقلا از جاش بلند شد!! حیرت ما از این حرکت ناگهانی به حدی بود که یادمون رفت از این اتفاق هیجان‌انگیز فیلم بگیریم. حالا پسر ما خطرناک‌تر شده. چون دیگه اصلاً دوست نداره تو روروک بمونه، به هر شیء سفتی هم که میرسه میخواد ازش بگیره و از جاش بلند شه. به موازات این قضیه زمین‌خوردن و سایر مسائل هم افزایش پیدا کرده. باور کنین دیگه پتو و بالش کم آوردیم از بس اطراف و اکناف خونه رو ایمن‌سازی! کردیم.
همچنان درگیر درآوردن دندون‌های نیش هست و تنها نکته‌ی رضایت‌آمیز اینه که این کار سخت و طاقت‌فرسا مصادف شده با سردی هوا تا پسر کمتر اذیت شه.
در پی تلاش مستمر و هر روزه‌ی گلدونه خانوم، آواهای محمدامین دارن شکل میگیرن. حالا میگه: ماماماماما... و به سمت گلدونه نگاه میکنه. یا مثلاً بابابابا... وای‌وای‌وای رو هم تازه یاد گرفته!!!

از دیگر هنرنمایی‌های پسرمون اینه که یاد گرفته دست بده! همینطوری یلخی جلوی خانم و آقا فرقی نداره، تا بگی دست بده محمدامین، عین ربات دستشو میاره بالا. شبا هم منو ذلیل کرده. هرجا بخوابم باید بلوله زیر دست‌وپای من و گلدونه همیشه به شوخی میگه من پِرِش میدم سمت تو!
شبهای بلند و سرد پائیزی امسال ما رنگ دیگه‌ای دارن.


نوع مطلب : پسر نوشت‌ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مامان انیر
شنبه 30 آذر 1392 12:45 ب.ظ
اقای پدر پسر نازتون خیلی شبیه شماست ، خداایشالله حفظش کنه واستون
پاسخ آقای خونه : نظر لطف شماست.
مرسی.
زی زی
سه شنبه 26 آذر 1392 09:56 ق.ظ
ای جانم..ماشالا چقدر بزرگ شده..من چقدر از قافله عقبم..خدا حفظش کنه
پاسخ آقای خونه : ممنونم.
یه مدت کم‌پیدا بودین.
انشاءالله سلامت باشین.
پگاه
چهارشنبه 15 آبان 1392 12:43 ب.ظ
انشالله همه ی مراحل رشدش رو به خوبی بگذرونه
شما هم نگران نباشید بچه ها مثل هم نیستند
پاسخ آقای خونه : آره دیگه.
هی به خودمون میگیم. هی تکرار میکنیم یادمون نره.
پگاه
چهارشنبه 15 آبان 1392 12:42 ب.ظ
برای محمد امین
الهی فدات شم چه جیگری شدی خاله
پاسخ آقای خونه : ایشالا خودش میاد یه روزی جواب میده.
ممنون.
Fari
پنجشنبه 9 آبان 1392 09:32 ب.ظ
سلام آقای خونه
ماشالله به این شازده پسر
من در وبلاگ تازه ام به نظر و راهنمایی شما نیاز دارم...
پاسخ آقای خونه : سلام.
ممنون.
آرام
پنجشنبه 9 آبان 1392 01:51 ق.ظ
آخی, ماشالا چه ناز شده آقا محمد امین. چه تیپی هم زده ... نازی. چه لبخند باکلاسی برای دوربین زده و کلی ژست گرفته.
پاسخ آقای خونه : همیشه به دوربین علاقه‌ی زیادی داره. از قضا این لباساش رو هم خیلی دوست داره.
عطیه
یکشنبه 5 آبان 1392 08:32 ق.ظ
ماشالله... چه نگاه شیرین و رضایتمندانه ای...
تیپ ش هم که ماشالله دختر کُش!
گل پسری الان تو سن حساس و پر تحرکی یه. باید پا به پاش برید و مراقبش باشید...
خدا در پناه خودش حفظ ش کنه.
پاسخ آقای خونه : خیلی از خودش راضیه.
واقعاً حساسه. هم از نظر اینکه به خودش صدمه‌ای نزنه، هم اینکه مدام میخواد همراهش باشیم.
ممنونم.
جمعه 3 آبان 1392 06:28 ب.ظ
كم كم داره دومادی میشه.
از اون شاگرهای زبل میشه. از همین الن گفته باشم!
پاسخ آقای خونه : ممنون.
امیدوارم!
afa
جمعه 3 آبان 1392 06:26 ب.ظ
ای جونم چه نازه
خدا براتون نگهش داره
پاسخ آقای خونه : خیلی ممنون.
فقط من!
پنجشنبه 2 آبان 1392 05:11 ق.ظ
کل تیپ و فیگورش یه طرف اون پاپیونش هم یه طرف
چه مصمم و سرفراز و مستقیم هم به دور بین نگاه میکنه
پاسخ آقای خونه : آقا دوربینیی هست پسر با این سنش. در هر حالتی باشه، دوربین سمتش بیاد سیخ میشه وامیسه زل میزنه به دوربین!
گلنار
چهارشنبه 1 آبان 1392 03:20 ب.ظ
سلام
ماشاالله، چقدر نازه. خدا حفظش کنه
پاسخ آقای خونه : سلام.
ممنونم.
سارا
چهارشنبه 1 آبان 1392 10:23 ق.ظ
من که از دست رفتم این عکس رو دیدم. منم هوس کردم از این لباسها بپوشم!
خیلی خنده دلنشینی داره و اون چال ...
از چشمهاشم که یه چیزهایی! می باره.
خیلی خیلی خوش قیافه و خوش تیب شده. هزار ماشاالله. ما که پسندیدیمش!!!
پاسخ آقای خونه : ای بابا... رو دست پسر ما بلند نشین دیگه...
اون چال نشانه‌ی فامیلیه!
خوب خداروشکر که پسند شد.
ممنونم.
مامان مینو
سه شنبه 30 مهر 1392 10:32 ب.ظ
وای چه نگاه بامزه‌ای داره!
پاسخ آقای خونه : خودش خیلی رو خودش حساب میکنه!
جینگول
سه شنبه 30 مهر 1392 10:09 ب.ظ
خدا نگه دارش باشه... یک اسپند براش دود کنید...
پاسخ آقای خونه : ممنون.
چشم.
یاس
سه شنبه 30 مهر 1392 07:43 ب.ظ
الـــــــــــــــــــــهی
چه آقا شده. ماشاالله.
اصلا از قیافش می باره که چقدر بچه ی فهیمی هست.
پاسخ آقای خونه : نظر لطف شماست.
کلاس موسیقی و این برنامه‌ها دیگه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.