تبلیغات
من و گلدونه خانوم - وقتی سفید، سیاه شده بود
زندگی ...

وقتی سفید، سیاه شده بود

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:شنبه 6 مهر 1392-05:45 ق.ظ










اگه خسیسی نکرده بودی و اون جامدادی فلزی که بهت گفته بودم رو می‌خریدی، وقتی کیفم از دستم افتاد جامدادی نمی‌شکست!
از فرمایشات آقاپسری که صبح تو کوچه‌مون با مامانش منتظر میشن تا سرویسشون بیاد.


نوع مطلب : گلدونه نوشت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رها
دوشنبه 29 مهر 1392 09:58 ب.ظ
اگه بچه از سهمیۀ خودش باخبر باشه دیگه این حرفو نمیزنه . متاسفانه گاهی انقدر فرزندسالاری قوی شده که بچه ها نه سهمشون از بودجۀ خانواده رو میشناسن و نه سهمشون از اجرای ادب و احترام و محبت و مسئولیت به دیگران . اینطور آدمها همیشه متوقع و طلبکارن و از همۀ دنیا تقاص میخوان و بدبختانه چون اینطوری شکل میگیرن همین توقعات رو به جامعه و زندگی مشترک و سر کار و ... هم میارن . من به چشم دیدم جناب سرور اعظم سیزده ساله ای که هیچی از دنیا کم نداشت بازم داشت به مادر بزرگش غر میزد که من اون دنیا از همه تقاص میگیرم که منو اذیت کردن و مادر بزرگ هم به جای اینکه روشنش کنه ، دلداریش میداد .
پاسخ آقای خونه : اون دنیا؟ تقاص؟؟؟ این دیگه خیلی جالب بود.
بچه های نسل جدید مدام متوقع تر میشن.
سارا
چهارشنبه 10 مهر 1392 11:39 ب.ظ
چرا ماها از این کارها نمی کردیم. نمی دونم از کجا باید آموزش می دیدیم.
پاسخ آقای خونه : رو دیده بودیم که بتونیم از این حرفا بزنیم؟
پگاه
دوشنبه 8 مهر 1392 01:02 ب.ظ

بچه نیستن که دایناسورن!
پاسخ آقای خونه : ولی بازم شیرین هستن.
پگاه
دوشنبه 8 مهر 1392 01:01 ب.ظ
خنده ام گرفت از حاضر جوابی اش و پررویی اش
اما اگه یه همچین بچه ای داشته باشم با پشت دست میزنم تو دهنش!
پاسخ آقای خونه : مطمئنم دلتون نمیاد بزنین.
ولی واقعاً آدم در میمونه.
عطیه
دوشنبه 8 مهر 1392 09:38 ق.ظ
بچه های این نسل خیلی حاضر جوابند و از موقعیتهای پیش اومده به بهترین شکل ممکن به نفع خودشون استفاده میکنن تا از زیر بار مسئولیت و اشتباه خودشون در برن!
طفلی ماها چه بچه های مظلومی بودیم ها!
پاسخ آقای خونه : آفرین...
تنها کسی بودین که به اون چه تو ذهن من بود اشاره کردین. شما از نزدیک دارین اینو لمس میکنین دیگه...
یاس
یکشنبه 7 مهر 1392 07:51 ق.ظ
من که خوشم اومد. D:
پاسخ آقای خونه : گویا اغلب دوستان خوششون اومده.
فقط من!
شنبه 6 مهر 1392 02:24 ب.ظ
چه باهوش که از موقعیت استفاده کرده برای اینکه به خواسته اش برسه...
پاسخ آقای خونه : یه خرده زیاده‌خواهیه به نظرم.
و اینجور فرافکنی‌ها که داره خیلی تو ذوق میزنه. ببین کار تا کجاست که به بچه‌ها هم رسیده!
ساحل
شنبه 6 مهر 1392 11:06 ق.ظ
واله بچه های این دوره چه زبونایی دارن
باید بهش میگفتن یه کلمه هم از مامان عروس
پاسخ آقای خونه : حالا یا مادرش چون بیرون خونه بود چیزی بهش نگفت، شاید هم کلاً‌ چیزی نمیگه.
مثل خیلی دیگه از والدین.
یلدا
شنبه 6 مهر 1392 10:13 ق.ظ
ای جانم
پاسخ آقای خونه : یه خرده پرروئی نیستش؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.