تبلیغات
من و گلدونه خانوم - پسرنوشت ماه چهارم: بهار همه رو خمار میکنه
زندگی ...

پسرنوشت ماه چهارم: بهار همه رو خمار میکنه

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:یکشنبه 1 اردیبهشت 1392-05:27 ق.ظ

جالب‌ترین نکته‌ای این ماه برای محمدامین عید و دید و بازدیدها و شلوغی بود. خونه‌ی ما تو مکان ساکتی هستش. یعنی علیرغم اینکه از نظر مکانی محدوده‌ی خونه‌ی ما از جاهای شلوغ شهر محسوب میشه، اما اطراف خونه‌ی ما عجیب سکوت حکمفرماست و تو خونه‌ی خودمون هم اغلب اوقات این سکوت وجود داره. اینطوریه که محمدامین عادت به شلوغی نداشت. وقتی می‌رفتیم مهمونی یا حتی تو خونه‌ی بابای گلدونه وقتی همه جمع می‌شدن و هفت تا بچه‌ی کوچک با کلی آدم بزرگسال جمع می‌شدن اونهمه سروصدا براش عجیب بود. اولش کمی بدخلقی می‌کرد و ناراحت بود، اما کم‌کم عادت کرد. یه خورده هم ددری شده آقا و بیشتر دوست داره بره بیرون بس که این مدت گردش و تفریح بود. خونه‌مون رو به وضوح تشخیص میده و موقع خستگی خونه رو خیلی دوست داره. شروع کردیم به دمر خوابوندنش و یاد گرفته با پاهاش خودش رو در حد چند سانتی‌متر به جلو فشار بده. گردنش رو کامل نگه می‌داره و اگه سرحال باشه موقعی که صداش کنن به صدا واکنش میده. یکی از عجایب دنیا براش اینه که گوشی رو بزاری دم گوشش. مخصوصاً اگه صدای اون‌طرف خط آشنا باشه. گیج میشه که صدا از کجا میاد و چرا صاحب صدا نیست؟ اینقدر گردنشو اطراف میچرخونه و گردن میکشه که دل آدم میسوزه براش! آب دهنش هم خیلی میاد که میگن براش خوبه و از دل‌درد شدنش جلوگیری میکنه، اما هر روز لباسای مامانش و خودش رو کثیف میکنه. ساعتهای خوابش تنظیم شده و تقریباً هرشب با ما می‌خوابه و با ما هم بیدار میشه. ضمناً تو حموم هم بچه‌ی خیلی خوبیه و اصلاً اذیت نمی‌کنه. تو آخرین چکاپ وزنش 6.800 بود.
تجربه‌ی بزرگ کردن یه بچه منحصربه فرد و تکرار نشدنیه.


نوع مطلب : پسر نوشت‌ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رها
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 07:58 ق.ظ
خدا نگهش داره . آب دهنش شاید مال دندونشه ، به خصوص اگه تند شده و چونه اش رو میسوزونه حتماً مال دندونه . پسر گلی میخواد از نون مادر به نون پدر بیفته ؟
پاسخ آقای خونه : اغلب هم میگن مربوط به دندون هم میشه ولی هنوز خیلی زود نیست؟ ضمناً الآن حدوداً یک ماه و نیم هست که آب‌ریزی داره از دهان و هنوز لثه‌هاش حتی سفت هم نیست.
فریبا
جمعه 6 اردیبهشت 1392 03:08 ق.ظ
نازنین پسر میدونم این روزها ماشاالله شیرین شده و حتمن هم مثل باباش و البته مامانش باهوش شده. زنده باشه و سالیان سال زیر سایه شما بهترین ها را برایش آرزو میکنم.
پاسخ آقای خونه : : خیلی ممنونم از نظر لطفتون.
سارا
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 11:31 ق.ظ
فکر کنم حدود یک سالگی و کمی اونورترش، بچه ها شروع به غریبی کنند. ولی الان کلا بغل همه میرن ... با همه می خندند .. پاسخ محبت و بازی بقیه رو میدن .. خوب استفاده کنید.
خدا حفظش کنه.
پاسخ آقای خونه : : این رو نمی‌دونم از چه سنیه، ولی الآن اول بغل غریبه که میره لباشو فر میده و ناراحت میشه، اگه طرف بازی با بچه رو بلد باشه که میخنده وگرنه میزنه زیر گریه.
ممنونم.
زی زی
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 10:46 ق.ظ
انگار بچه که میاد میشه پررنگترین بخش زندگی..خدا براتون حفظش کنه
پاسخ آقای خونه : : دقیقاً. میدونین اغلب آدم به این فکر میکنه که این همه بدو بدو واسه چی؟ از وقتی بچه اومده من جواب این سوال رو گرفتم...
یاس
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 10:44 ق.ظ

اینقدر این حالت بچه هارو دوست دارم که دمر می خوابن و سرشونو بالا میگیرن
بچه ها خیلی خوبن. خیلی.
پاسخ آقای خونه : : معروف به حالت جوجه خروسی... دیدن وقتی جوجه داره تبدیل به خروس میشه گردنشو چطور نگه میداره؟ این حکایته بچه‌هاس وقتی تازه یاد میگیرن گردنشونو نگه دارن.
معصوم و بی‌آلایش.
yalda
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 09:25 ق.ظ
خدا حفظش کنه . معلومه که پسر خوبیه و زود با شرایط کنار میاد.
پاسخ آقای خونه : : البته در حد خودش هم غرغر داره.
وحیده
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 09:15 ق.ظ
ماشالله هزار ماشالله ..آقای پدر لطفا از پسرتون عکس بگذارید
البته اگر امکانش هست
در کنار هم خوش وسلامت باشید
پاسخ آقای خونه : : چشم.
ممنونم.
آفرین
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 09:13 ق.ظ
خدا حفظش کنه
پاسخ آقای خونه : : ممنونم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.