تبلیغات
من و گلدونه خانوم - بازسازی یا بازکپی؟
زندگی ...

بازسازی یا بازکپی؟

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:سه شنبه 20 فروردین 1392-04:41 ق.ظ

در تعریف بازسازی سینمایی گفته‌اند: دوباره به وجودآوردن یا ایجاد یک موقعیت برای تکرار یک رویداد، یک عمل یا یک وضعیت. با چنین تعریفی مرز بین بازسازی سینمایی و تقلید بسیار باریک و تشخیص آن بسیار سخت می‌شود. درواقع شاید چنین تفسیری به وجود بیاید که اگر دوباره ساختن یک فیلم خود باعث خلق شرایط جدید یا حتی دوباره‌سازی موقعیت مناسب قبلی با وضعیتی مطلوب یا حداقل نزدیک به موقعیت مکانی، زمانی، جغرافیایی و اجتماعی شرایطی که بازسازی در آن صورت‌گرفته شود، می‌توان آن را یک اثر هنری موفق دانست و اما اگر این دوباره‌سازی نه تنها در خلق موقعیت جدید ناکام بماند بلکه حتی در ساخت پیش‌پا‌افتاده‌ترین حالات اثر اصلی نیز نامناسب عمل کند هرگز شناسنامه‌ی یک اثر قابل قبول را نخواهد داشت.
سینمای ایران را سوای نامگذاری‌های دهان‌پرکن و ژورنالیستی می‌توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد: سینمای خاص و عام. همچنان که مشخص است فیلمهای عام برای کل افراد جامعه و فیلمهای خاص برای قشری محدود ساخته می‌شوند. نمونه‌های بسیار نادری نیز در این سینما یافت می‌شوند که توانسته‌اند این مرز را بشکنند و در کنار جلب نظر منتقدان سخت‌گیر و بیننده‌های حرفه‌ای، نظر عامه‌ی مردم را جلب کنند. فیلمهایی نظیر گاو، سگ‌کشی و جدایی نادر از سیمین.
در نوع سینمای عام و به دنبال پاره‌ای شکست‌های اقتصادی بزرگ، بعضی از کارگردانان و تهیه‌کنندگان داخلی که ترس هدررفت سرمایه دارند سراغ نمونه‌های موفق خارجی و یا حتی فیلمهای پربیننده‌ی قبل از انقلاب می‌روند و بی‌توجه به ذات یک اثر هنری کاری سطح پائین و کم‌ارزش تنها به قصد جذب مخاطب می‌سازند. این‌ فیلم‌ها که دست برقضا اغلب کمدی هستند با استفاده از شوخی‌های سخیف و البته با حضور به اصطلاح سوپراستارهای عامه‌پسند ساخته‌ می‌شوند.
البته خود این فیلم‌ها دو دسته هستند. دسته‌ای که به نوع بازسازی نزدیک‌ترند. فیلم‌هایی که اگرچه گرته‌برداری از یک نمونه‌ی موفق هستند ولی خود نیز مایه‌هایی از نوآوری دارند و حرفهایی برای گفتن داشته‌اند. این فیلم‌ها باید ساخته‌ی دست کارگردانی ماهر یا حاصل کار گروهی بازیگر چیره‌دست باشند. مهم‌ترین نمونه‌ی این نوع مسلماً فیلم آتش‌بس است. داستان زن و مرد موفق و زیبای فیلم "آقا و خانم اسمیت" که مدام با هم جنگ و جدل دارند و برای حل مشکلاتشان به روانشناس هم مراجعه می‌کنند. البته آتش‌بس از نوعی کمدی آرام برعکس کمدی پرهیجان و پرتعلیق فیلم آمریکایی استفاده می‌کند. به تازگی نیز فیلم حوض نقاشی توسط کارگردان متفاوت کشورمان مازیار میری ساخته شده است. اگر در فیلم "من سام هستم"‌ شان‌پن در نقش مردی کم‌توان ذهنی ظاهر می‌شود که به تنهائی سرپرستی دختر باهوشش را به عهده می‌گیرد و سعی می‌کند به جامعه بقبولاند توانایی این کار را دارد، در حوض نقاشی زوج شهاب حسینی و نگار جواهریان چنین وظیفه‌ای را در قبال پسرشان به عهده می‌گیرند.
اما در دسته‌‌ی دوم فیلمهایی هستند که پا را فراتر از این گذاشته و کلمه تقلید را به طور کامل معنی کرده‌اند. فیلم شارلاتان که تقلید کورکورانه و سطح پائینی از فیلم قبل انقلابی "یکه‌بزن" است،‌ در تمامی صحنه‌ها از تعقیب و گریز گرفته تا پرواز به آسمان در صحنه‌ای دیگر عیناً‌ تقلیدی است و حتی در صحنه‌ای درست همانند فیلم اصلی شلوار یکی از شخصیت‌ها از پایش می‌افتد. بیننده با خودش به این فکر می‌افتد کاش لااقل در صحنه‌های زد و خورد تکنیک‌های به روز‌تر استفاده می‌شد.
یا فیلم چپ‌دست که داستانش عیناً‌ از روی فیلم پنجاه قرار اول نوشته شده است. پسری اتفاقی با دختری آشنا می‌شود و قصد جلب توجه او را دارد. حال آنکه متوجه می‌شود دختر در اثر تصادفی که داشته حافظه‌ای تنها 24 ساعته دارد و توان ذخیره حوادث را در ذهنش ندارد...
در فیلم زن بدلی، ماهایا پطرسیان که زنی بسیار موفق در ساخت‌و‌ساز است ناگهان در زندگی جدیدی بیدار می‌شود که همسر مردی معمولی و دارای دو فرزند است. هیچ‌کس حرفهای او را قبول نمی‌کند تا اینکه پطرسیان کم‌کم خودش را با شرایط جدید وفق می‌دهد. در فیلم "مرد خانواده"‌ نیکلاس کیج که مرد موفقی در بورس است، صبح کریسمس خود را در خانه‌ی جدید شوهر نامزد سابقش و پدر دو فرزند می‌بیند...
شاید بدترین نوع این تقلید‌ها فیلم همه‌چیآرومه باشد که شاید تنها نام این فیلم را بتوان متعلق به خود فیلم دانست که البته آن نیز نوعی دزدی از ترانه‌ای معروف است. این فیلم در تقلید سبکی جدید ایجاد کرده و حتی تلاش کرده نوع لباس و پوشش بازیگران فیلم "خماری" را هم کپی کند.
دیگر از ذکر فیلم‌هایی مثل عاشق، دو خواهر، تو و من و ... می‌گذریم یا مثلاً سریالی مثل تب سرد.
فقط تنها امیدی که باقی می‌ماند این است که کارگردانها و تهیه‌کننده‌های عزیزی که اینطور سطح پائین کار دیگران را تقلید می‌کنند به ذات و توانایی‌های نسخه‌ی اصلی هم توجه کنند تا لااقل دیالوگ‌ها و صحنه‌های ناب این فیلم‌ها را نابود نکنند.  



پ‌ن 1 :‌دوست نداشتم این متن اینطور کتابی از آب دربیاید ولی وقتی نوشتمش اینطور شد.
پ‌ن2: مدتی قبل فکر نوشتنش را داشتم ولی عین این مطلب را جاهای دیگر هم دیده بودم و داشتم پشیمان می‌شدم. اما صداهایی شنیده می‌شود که شاید فیلم حوض نقاشی نماینده‌ی سال بعد ایران در اسکار باشد... فقط خواستم بگویم حق سینمای ایران بیشتر از اینهاست...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رها
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 06:37 ق.ظ
به نظرم که نظر قبلی ارسال نشده ، اگه دو تا شد لطفاً خودتون یکی اش رو حذف کنین .
من مخالف کپی داستان نیستم ، اگه یه داستانی خوب باشه عیبی نداره که ورژن های مختلفی از روی اون ساخته بشه . ولی دیگه خیلی مضحکه که به قول شما دقیقاً صحنه به صحنه و حرکت به حرکت تقلید بشه ، مثل دو تا محمد رسول الله عربی و انگلیسی . به نظرم که دلیلی هم برای این هزینه سازی داشتن ولی یادم نیست دلیلش چی بود .
پاسخ آقای خونه : دیگه اون از هنر دوستانه. وگرنه واقعاً دلیلی وجود نداره برای چنین کاری.
فریبا
چهارشنبه 28 فروردین 1392 05:49 ق.ظ
سلام شما اینقدر به سینما و فیلم ها علاقه دارید و اینقدر با دقت نقد می کنید کاش توی این کار قدم برمیداشتید. موفق باشید.
پاسخ آقای خونه : : سلام.
نظر لطف شماست.
سارا
جمعه 23 فروردین 1392 01:36 ب.ظ
پست رمزدار چرا؟
پاسخ آقای خونه : : ...
yalda
پنجشنبه 22 فروردین 1392 11:15 ب.ظ
اگه خیلی شخصی نیست پست بالا می تونم رمز و داشته باشم؟
پاسخ آقای خونه : : بله.
yalda
پنجشنبه 22 فروردین 1392 11:14 ب.ظ
در تقلید هم فکر میکنم باید یک سری المان هایی و رعایت کرد که متاسفانه مثل خیلی از موضوعات دیگه نه حرفی از منبع اصلی زده میشه و نه به ذات کار پایبند می مونن
پاسخ آقای خونه : : آخه بازسازی اصول فنی داره. اینها هیچکدوم حتی نزدیکش هم نیستن.
mehman
پنجشنبه 22 فروردین 1392 08:10 ق.ظ
سلام.
من از این فیلمایی که گفتین چند نمونه اش رو دیدم. مثل آتش بس و آقا و خانم اسمیت، زن بدلی و مرد خانواده و پنجاه قرار اول که نمونه ایرانیش رو ندیدم.
من همیشه وقتی یه فیلم الکی یا تقلیدی می بینم به این فکر می کنم که کارگردانش در مورد بیننده چه فکری کرده؟
به نظر من شعور بیننده رو میبرن زیر سوال با ساخت بعضی فیلم ها.
فیلمی که در کوچکترین صحنه هاش تقلید شده خب چه ارزشی داره؟
یا مثلاً انقدر از بعضی از این فیلمایی که تو دسته ی کمدی قرار می گیرن بدم میاد. هیچ چیزی هیچ حرف خاصی ندارن. بیشترش هم ربط پیدا می کنه با ازدواج و آخرش هم همه چی به خیر و خوشی میگذره.
این حوض نقاشی رو چیزی ازش نمی دونم. برام جالب شد!
مرسی از پست پر مغزتون!
پاسخ آقای خونه : : سلام.
متاسفانه مشکل اصلی اینه که این فیلمها دست برقضا پربیننده در میان و کلی آدم میرن میببینن و توجیه این افراد اینه که اگه بده چرا اینهمه بیننده داره؟
حوض نقاشی ما بین این فیلمها اثر قابل احترامی هست.
خواهش میکنم.
سارا
سه شنبه 20 فروردین 1392 12:55 ب.ظ
شبیه هندی ها نشدیم؟ کلا بالیوود رو میشه هندی شده هالیوود دونست.

پاسخ آقای خونه : : دقیقاً. اما اگه صادق باشیم باید بپذیریم بالیوود تو این سالها پیشرفتهای چشمگیری داشته اما ما ...
یاس
سه شنبه 20 فروردین 1392 10:59 ق.ظ
پاسخ آقای خونه : : ممنون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.