تبلیغات
من و گلدونه خانوم - پسرنوشت ماه سوم: طلوع دوباره
زندگی ...

پسرنوشت ماه سوم: طلوع دوباره

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:یکشنبه 27 اسفند 1391-12:06 ق.ظ

ماه نوشت پسر رو این‌بار کمی زودتر مینویسم تا درگیر شلوغی و کارهای آخر سال نشه.
بعد از فراز و نشیبها و اتفاقات ریز و درشتی که تو دو ماه اول پیش اومد، این ماه بسیار آروم و بیدغدغه بود. مهمترین اتفاق این ماه تزریق واکسن دوماهگی محمدامین بود. مجموعهی واکسن‌های دوماهگی که شامل سهگانه، فلجاطفال و هپاتیتب میشن تا حدودی مقاومت بدن نوزاد رو پائین میارن و مثل سایر واکسن‌ها باعث تب و بیماری خفیف میشن. به همین خاطر موقعی که برای بررسی محل زخمهای عمل، محمدامین رو پیش دکتر بذرافشان بردیم از ایشون سوال کردیم که اگه عیبی نداره واکسنها رو به تاخیر بندازیم تا محمدامین دوران نقاهت عمل رو بگذرونه. ایشون رد کرد این نظر رو و گفت محمدامین خیلی خوب عمل رو گذرونده و نیازی به گذشتن زمان نیست. این بود که سوم اسفند واکسنها رو زدیم. واکسن فلج اطفال خوراکی هست و دو تای دیگه رو روی ران پا تزریق میکنن. هر پا یه واکسن. محل واکسن ها هم خیلی درد میکرد و شب اول پسر از این بابت اذیت شد. البته ما طبق مشاورهای که گرفته بودیم قبل از تزریق واکسن، قطرهی خوراکی استامینوفن رو شروع کردیم. گفته بودن به ازای هر کیلو وزن نوزاد دو قطره. ما به محمدامین ده قطره میدادیم. البته گفتن بعد از تزریق واکسنها شش ساعتی قطره بدیم تا یه روز و البته اگه تب شدید شد چهارساعتی داده بشه قطره. خوشبختانه محمدامین اصلاً تب نکرد.
باقی شبها و روزها خیلی خوب و نرمال گذشت. آقا پسر بسیار خوش خلقه و کمکم عادتهای خوابش تنظیم میشه. تا به حال فقط یه بار شب ما رو تا ساعت سه صبح بیدار نگه داشته که البته اونم تقصیر خودمون بود چون عصرش خیلی زیاد خوابید.  اغلب دیگه دیر دیر همون دوازده میخوابونیمش. دیگه این عادت که باید حتماً راهش ببریم تا بخوابه از سرش داره میره و کنار من و مامانش خوابش میبره. زمان شیر خوردناش هم کمی طولانیتر شده. البته طبق گفتهی تمام دکترهایی که تا به حال محمدامین رو دیدن ایشون بسیار پرخور تشریف دارن ولی وقتی خوابش بیاد به زحمت سه ساعت زودتر برای شیرخوردن بیدار میشه.
ضمناً این ماه برای اولین بار خودمون پسر رو حمام کردیم. تا به حال همیشه مامان گلدونه تو مشهد یا نیشابور این کار رو کرده بود و بالاخره این طلسم رو شکستیم. مگه کسانی که دور از پدر و مادرشون هستن و تو شهر غریب هستن چه میکنن؟ یاد گرفتیم حموم کردن رو و خیلی هم آسون بود. البته اینم بگم که پسر تو حمام گریه نمیکنه وگرنه اگه جور دیگهای بود شاید نظر من هم فرق می‌کرد!
تو آخرین چکاپ وزنش 5.300 بود. میگن بچه تو پنج الی شش ماهگی باید دو برابر تولدش باشه که محمدامین الآن از دو برابر تولدش بیشتر شده! ولی باید این نکته تو ذهنمون باشه که محمدامین موقع تولد کموزن بود و مثلاً اگه تو پنج ماهگی دو برابر سه و نیم کیلو -که وزن یه بچهی نرمال تو زمان تولده- بشه خوبه.
شاید باورش سخت باشه ولی روزا که میرم سرکار به شدت دلم برای پسر تنگ میشه!


نوع مطلب : پسر نوشت‌ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
نیلوفری
شنبه 17 فروردین 1392 04:52 ب.ظ
عزیزمممممممم

حق دارین دلتنگ نی نی ِ قشنگتون بشین

سال نو مبارک (البته با تاخیر فراوان)
پاسخ آقای خونه : : سلا
سال نو شما هم مبارک.
مرسی.
سارا
دوشنبه 28 اسفند 1391 10:58 ب.ظ
فردا میریم سفر.
سال خوبی داشته باشید سه تایی..

محمدامین رو می بوسم. و موندم چرا اخلاقش اونجوری که من می خوام نمیشه!!!!!!!!! نیشخند


در مورد داستان خوندن هم راستش داستان خاصی به ذهنم نمیرسه که کوتاه باشه. حتی در حد یک ساعت. حالا بازم میگردم و فکر میکنم. استخاره ام گفته بخون حلاله! ... خنده.

خداحافظ
پاسخ آقای خونه : : خوش بگذره. امیدوارم شروع خوبی داشته باشید برای سال 92 .
اینطوریه دیگه پسر...
خواستین بگین تا داستان معرفی کنم...
bita
دوشنبه 28 اسفند 1391 10:37 ق.ظ
سال نو مبارك آقاى خونه.
اینشالله كه سال 92 براى شما، گلدونه جون و پسرك دوست داشتنیتون پر از شادى و آرمش باشه.
پاسخ آقای خونه : : من هم پیشاپیش سال نو رو خدمت شما و خانواده محترمتون تبریک میگم.
scARLET
یکشنبه 27 اسفند 1391 10:57 ب.ظ
امیدوارم سال خیلی خوبی رو کنار خانواده ی سه نفرتون داشته باشید
پاسخ آقای خونه : : همچنین شما. انشاءالله سال 92 برات سرشار از تجربه های نو و شیرین باشه.
scarlet
یکشنبه 27 اسفند 1391 10:56 ب.ظ
پسرک دوست داشتنی

پس دلتون واسه مادر بچه تنگ نمیشه؟
اول مادر بچه بعد بچه!
پاسخ آقای خونه : : بعله...
ای بابا چرا ایجاد اختلاف میکنی شما؟
اون +18 هستش اینجا گفتن نداره.
مهدی
یکشنبه 27 اسفند 1391 05:43 ب.ظ
سلام هرچی بسر گلتون بزرگتر بشه دلتنگی شما هم وقتی نمی بینیش بیشتر میشه. چون شیرین کاریاش از این به بعده...
عید نوروزتون پیشاپیش مبارک و ایام عزت مستدام.
پاسخ آقای خونه : : دقیقاً درسته. مدام تغییر میکنه و این تغییرات شیرینترش میکنه.
همچنین. برای شما و خانواده محترمتون آرزوی سال خوب و خوش و توام با شادی دارم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.