تبلیغات
من و گلدونه خانوم - حق مسلم ما
زندگی ...

حق مسلم ما

نویسنده :آقای خونه
تاریخ:چهارشنبه 23 اسفند 1391-05:30 ق.ظ

- دوران تحصیل، آخر سال که می‌شد بزرگترین دغدغه‌ی ما تعطیل شدن مدرسه و اینکه کی می‌تونیم از شر مدرسه خلاص بشیم، بود. از نظر ما معلمهایی که پیگیر بودن ما تو مدرسه می‌شدن آدمهای بادمجون دور قاب‌چین و خودشیرین‌کنی بودن که می‌خواستن پیش مدیر عزیز بشن. در عوض اون دسته معلمهایی که کلاس‌ها رو تعطیل می‌کردن از نظر ما شجاع و دلیر بودن. همین اتفاق در مورد کوچکترین نم برفی که تو شهر می‌زد هم پیش میومد. قسمت دردناک مطلب اینجا نیست، بدترینش اینه که الآن هم بعد گذشت این همه سال و در حالی که دیگه محصل نیستیم و سنمون هم بالا رفته و باید منطقی‌تر شده باشیم هم پیش میاد. ما درک خیلی خوبی از بچه‌ای که آرزو می‌کنه فردا تعطیل بشه داریم. و همچنین از معلمهایی که میگن درسشون جلو هست.

- از بیست و شش اسفند قراره تو هسته‌ی مرکزی شهر مشهد طرح محدودیت ترافیکی -به همون زبان ساده، طرح زوج و فرد خودروها- اجرا بشه. این تصمیم بعد از ناهماهنگی اعصاب خردکن و دردناکی که تو تعطیلات چند سال گذشته تو مشهد اتفاق افتاده گرفته شده. جدا از اینکه مثل همیشه تنها راه حل یه مسئله، پاک کردن صورت مسئله تشخیص داده شده، دو تا نکته‌ی کوچک به ذهن هر مشهدی میاد:
اول اینکه بالغ بر هشتاد درصد افرادی که تو روزهای تعطیل سال نو تو هسته‌ی مرکزی شهر -اطراف حرم- هستن، از شهرهای دیگه اومدن و به قول امروزی‌ها توریست و به قول دیروزی‌ها زائر هستن. فرض کنین هزار و خرده‌ای کیلومتر راه رو کوبیده باشین و وقتی خسته و کوفته به مشهد میرسین و قصد میکنین برین یه هتلی، مسافرخونه‌ای چیزی اطراف حرم پیدا کنین و برین حرم، خیلی راحت جلوتونو میگیرن و میگن مثلاً عدد آخر پلاک شما فرد هست! برو فردا بیا! چند لحظه خودمون رو جای اون افراد بذاریم مطلب روشن میشه.
دوم از اون نتیجه‌ی طبیعی اتفاقی که تو بالا توضیح داده شد، هجوم افراد درمانده‌ای هست که به بقیه‌ی قسمتهای شهر میان تا بتونن یه جایی برای سکونت پیدا کنن. با یه حساب سرانگشتی شما باید به کل قید مراکز تجاری مثل پروما، زیست‌خاور، کیان‌سنتر، پاساژهای جنت و الماس شرق و البته مراکز تفریحی شهر از قبیل طرقبه و شاندیز رو بزنین و شهر مشهد تو ایام نوروز عملاً تبدیل به یه شهر غیرقابل سکونت میشه. فقط فرض کنیم این آمار و ارقامی که در مورد ورودی‌ها به شهر مشهد میدن درست باشه، حتی نزدیک به درست باشه، مثلاً سه میلیون نفر یه جا وارد یه شهر بشن...
جالب بود،‌دیشب که رفتیم بیرون دیدیم تمام طلافروشی‌های عمادسنتر و بقیه که حوالی چهارراه آزادشهر هستن تعطیلن! از یه پلیس که سر چهارراه میلاد بود پرسیدیم و متوجه شدیم حدسمون درسته... تعطیلی به خاطر این بوده که شاید چهارشنبه‌سوری باشه و شاید یکی بیاد ترقه بندازه و شاید خطری ایجاد بشه... از اون جالب‌تر اینکه خود آقای پلیس هم هیچ اعتقادی به این مطلب نداشت.

- همیشه آخر سال افراد به شکل غریبی کم‌حرف میشن...
 



نوع مطلب : گلدونه نوشت ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
یاس
شنبه 26 اسفند 1391 01:50 ب.ظ
چون دارم میرم اومدم تا سال نو رو پیشاپیش تبریک بگم. براتون روزهای سرشار از شور و شادی و موفقیت در کنار گلدونه خانم و محمد امین عزیز رو در سال جدید از خدا می خوام.
پاسخ آقای خونه : : به سلامت.
منم براتون آرزوی سال خوب و خوشی دارم براتون.
یاس
پنجشنبه 24 اسفند 1391 09:51 ب.ظ
الان کامنت های پست قبل رو دیدم. حرفم رو پس می گیریم
ممنون از لطف و محبت همه. مخصوصا سارای نازنین که حسابی منو شرمنده کرد.
پاسخ آقای خونه : : هوم... دیدین عجله کردین؟
یاس
پنجشنبه 24 اسفند 1391 09:48 ب.ظ
ما که طرفداری ندیدیم :)
امروز داستان نداشتین؟
پاسخ آقای خونه : : میخواین یکی یکی اسم ببرم؟
از خودم داستان داشتم که دوست داشتم صدای دوستان اینجا باشه و به همین خاطر داستان نذاشتم.
آمفوتریسیت بی
پنجشنبه 24 اسفند 1391 01:28 ب.ظ
یه خطره هم از تعطیل کردن کلاسا دارم که همیشه یادمه:
درس آناتومی یه استاد خیلی جدی داشتیم و چون کلاسش 4شنبه بود ما بچه ها قرار گذاشتیم چون پنج شنبه تعطیل بود 4 شنبه هم نریم و نرفتیم هفته ی بعد رفتیم سر کلاس و استاد محترم تشریف آوردن و خیلی عادی مثل همیشه سلام کردن و از کیفشون یه سری کاغذ در اوردن دادن نماینده گفتن بین بچه ها پخش کن، بله کوئیز اون هم دو تا سوال هر دو هم مربوط به مباحثی که هنوز درس نداده بود و اعتراض یکی از بچه ها که گفت استاد این مبحثو به ما درس ندادین جرقه ای شد برای شعله ور شدن آتش خشم استاد و بعد از کلی دعوا کردن ما بی گناها گفتن شماها جلسه قبل هیچ کدوم نیومدین و استدلال من این بود که حتما این مبحث رو بلدین که نیومدین کلاس حالا برای اثبات این موضوع واسه جلسه بعد هر کدوم 10 صفحه مقاله یا رفرنس زبان اصلی مربوط به این مبحث رو بیارید وگرنه دیگه نیایید سر کلاس.
آخرش هم اون مبث رو به ما درس نداد اما درس عبرتی شد تا دیگه کلاساشو تعطیل نکنیم حتی اگه از آسمون سنگ بیاد
پاسخ آقای خونه : : چه درس عبرت تلخی شده!!!
آمفوتریسیت بی
پنجشنبه 24 اسفند 1391 01:22 ب.ظ
این روزا من دائما در حال اعتراف کردنم، خوب اینجا هم اعتراف می کنم که من از اون بچه مثبتایی بودم که تا آخرین روز می رفتم مدرسه.
اما تو دوران دانشگاه پایه ی تعطیل کردن کلاسا هستم به جز امسال که 26 اسفند یه درس جالب رو با یه استاد خوب دارم و فقط به خاطر این درس موندم.

واقعا کم حرف میشن؟؟؟؟؟؟؟؟
اطرافیان من که دارن سرمو می خورن
پاسخ آقای خونه : : هوم... خدا ببخشدتون! امسال هم یاد دوران تحصیل افتادین؟
حالا من یه چیزی گفتم...
مامان بعد از این
چهارشنبه 23 اسفند 1391 07:16 ب.ظ
یه مجموعه داستان کوتاه تازه در اومده، موقع خوندن یکیش که در مورد یه کارخونه رنگ‌پزی بود یاد شما افتادم یهویی! بعد دیدم مدتیه اپدیت نکردید انگار، که اومدم این پست رو دیدم. همه خوب و خوش هستید؟
پاسخ آقای خونه : : رنگ پزی؟ آها... فهمیدم.
ممنونم.
شما خوبین؟ مریم خانم خوبه؟
یاس
چهارشنبه 23 اسفند 1391 05:56 ب.ظ
من تازه الان کتاب صوتی ها رو گوش دادم. اون داستان اولی رو که خوندین وسطاش از خوندنتون خندم گرفته بود. مخصوصا اون تیکه عروسی. اما آخرش خیلی ی ی ی ی ی غم انگیز بود.
خیلی خوب داستان می خونین. آدم لذت می بره.
پاسخ آقای خونه : : شما خودتون کلی مشتری پیدا کرده صداتون...
نظر لطفتونه.
آفرین
چهارشنبه 23 اسفند 1391 04:23 ب.ظ
ممنونم از راهنماییتون! شكر تیغال عالی بود و موثر واقع شد.
الهی هیچ وقت غم نبینید.
پاسخ آقای خونه : : خدا رو شکر.
چه دعای خوبی. به همچنین.
سارا
چهارشنبه 23 اسفند 1391 02:22 ب.ظ
کیان سنتر کجاست؟ مربوط به فروش چیز خاصیه؟

خب شاید راه حلش این باشه که ماشینهای زوج و فرد با پلاک خراسان رو فقط چک کنند! (شکلک لامپ بالای سر)

یک از کلاسهام، (سه شنبه باهاشون کلاس داشتم)، نصفشون بیشتر! نیومده بودند. ... منم گفتم می ودنم چیکارشون کنم بعد عید. (چون واقعا درک نمی کنم) هفته ی دیگه تعطیله ولی اینها طبق گفته های همکلاسی هاشون از یکشنبه (20 اسفند) تعطیل کرده اند. بعد عید هم با پررویی میان میگن خلاصه جلسه قبل رو بگید! منم میدونم کوئیز کلاسیم رو دقیقا کی بگیرم.


یکی از اقوام، اون روز برفی از سبزوار میومده مشهد که برسه به کنکور دکترا. قبل نیشابور توی راه می مونند و فردا صبحش نیروهای امدادی میان بین مردم صبحانه توضیع می کنند و الان ایشون افسردگی گرفته که به کنکور نرسیده! کار خدا!
پاسخ آقای خونه : : انتهای جانباز. از اون سمت هم به فرامرز عباسی میرسه. نه یه جایی هست شبیه پروما. مرکز تجاری.
یه زمانی گفتن برای نمره پلاکهایی که مربوط به غیر از مشهد هستن سخت نمیگیرن ولی اینقدر سوءاستفاده شد که ...
عجب استاد خفنی...
از فایملهای ما هم تو راه مونده بودن. اینه دیگه...
yalda
چهارشنبه 23 اسفند 1391 12:59 ب.ظ
من از اون دسته بچه هایی بودم که عاشق تعطیلی بودم متاسفانه بچه هامم به خودم رفتن و چند روزه در حال چونه زنی با دختر جان هستیم برای رفتن به مدرسه . یادمه راهنمایی که بودم دبیر زبانمون می گفت که بچه های زرنگ و درس خون نباید از تعطیلی خوشحال بشن اون روز کمی عذاب وجدان گرفته بودم که یعنی حالا من بچه زرنگی نیستم اما بازم گفتم اگه قراره تعطیلی نباشه اصلا بزار فکر کنن تنبل هستم ولی حالا واقعا این همه تعطیلی و دوست ندارم .
چون خودمون توی تعطیلات تقریبا شهرمون هنگ میکنه می تونم تصور کنم اوضاع مشهد و البته با مسافرینی چندین برابر شمال.
امیدوارم سال خوبی در انتظارتون باشه
پاسخ آقای خونه : : خوب دروغ چرا؛ منم همیشه عاشق این تعطیلات بودم. البته جرأت اینکه خودم بخوام تعطیل کنم یا مثلاً‌ مدرسه نرم رو هم نداشتم. اما این حرفها هم که چه میدونم بچه‌های درسخون از این تعطیلات خوششون نمیاد و اینا هم به گوشم اثری نداشت.
خوب شمال شاید تو عید به شلوغی مشهد نشه، ولی تابستون دیگه اوضاع شمال معلومه که چیه...
همچنین. سال خوبی براتون آرزو میکنم.
زی زی
چهارشنبه 23 اسفند 1391 10:16 ق.ظ
امیدوارم سال خوبی پیش روتون باشه..
واقعا" شرایط بدی میشه..بیچاره مسافرا..هرچند ترافیکش وحشتناکه
پاسخ آقای خونه : : همچنین.
انشاءالله که کسی اذیت نشه.
فریبا
چهارشنبه 23 اسفند 1391 08:43 ق.ظ
اما باور کنید من هیچ وقت از مدرسه فراری نبودم البته شاگرد ممتازی هم نبودم اما اداره ارزو داشتم بکن فردا تعطیله . حسابی دلم هوای حرم امام رضا را کرد اما راستی خیلی بده ادم مسافر باشه نزدیک حرم هتل بگیره بعد با مشکل زوج و فرد روبرو بشه خب حالا این بندگان خدا چیکار میکنند با این طرح؟ شیراز هم هر سال عید شلوغه و غوغا. جای ما رو اگر رفتید حرم خالی کنید.
پاسخ آقای خونه : : خوب از صداقتتون ممنونم.
اگه قابل باشیم. آخه میگن اهالی مشهد این روزها دور و بر حرم نباشن تا کسانی که از دوردست میان حقشون ضایع نشه.
یاس
چهارشنبه 23 اسفند 1391 08:31 ق.ظ
شما هم دندونای نوی منو دیدین؟ ایول
بله من متاسفانه یا خوشبختانه از همونایی بودم که همیشه ردیف اول می شینن و حال بقیه رو می گیرن.
اصلا چروک شدن هم خودش عالمی داره
پاسخ آقای خونه : :‌ ندید گفتم که زحماتتون هدر نرفته باشه!
میدونستم!
بله... میگن چروک مده!
یاس
چهارشنبه 23 اسفند 1391 08:22 ق.ظ
راجه به پاراگراف اول: شاید دلیلش این باشه که مدرسه همیشه برای ما جای عذاب آور و پر استرسی بوده. همینطور سر کارمون. خیلی از ما از کاری که داریم راضی نیستیم. وگرنه اگه واقعااین محیط هارو دوست داشتیم اینجور فراری نبودیم. خیلی وقتها هم ارزش چیزهایی که داریم رو در لحظه درک نمی کنیم. اما رو راست بگم من از این همه تعطیلی واقعا بدم میاد. چون به یک کسالت عمیق فرو می رم. 15 روز تعطیلی بی هدف. امیدوارم که امسال اینطوری نشه.
در مورد مابقی متن: مطمئنین که اینطور میشه؟ ما فکر کنم چک کردیم و دیدیم مسیرهای طرح دار بهمون نمی خوره. غیر از اون هم پس وسیله نقلیه عمومی برای چیه؟ خداییش مترو خیلی خوبه. حتی برای رفتن به طرقبه و شاندیز
جمله آخر: من آخر سال که میشه پر حرف میشم!
پاسخ آقای خونه : : دلیل خیلی مهمی بود اینکه گفتین. سؤال اینه که چرا ما باید از جایی که برای تعالی‌مون هست و در واقع از حقوق اولیه‌مون محسوب میشه عذاب بکشیم؟
شما کلاً از اون چای‌شیرین‌های کلاس بودی که همه تعطیل میکردن میموندی سر کلاس و خواهش میکردی کلاس رو تعطیل نکنن!!! از اینایی که میشینن ردیف اول زل میزنن به معلم!!!
خوب دوست عزیز! کجا رو چک کردی؟ بگو ما هم از اونجا بریم! بعد از اون هم، کسی که از یه شهر دیگه اومده ماشین خودشو چکار کنه و به قول شما با وسیله‌ی نقلیه‌ی عمومی بره اینور اونور؟ از اون گذشته مگه متروی مشهد چه مسیرهایی رو میره؟ غیر از یه خط مستقیم؟ وقتی روز دو فروردین تو اتوبوس یا واگن مترو زیر دست و پا و ازدحام جمعیت چروک شدی!!! خودم میام سلام میدم بهت!
دور از جونتون که پرحرف باشین! ولی این ازدیاد کلمات مال اون یه ماه خونه‌نشینی و اینا هستش!
دندون نو مبارک!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.